خوش آمدید،
مهمان
- لطفا برای ثبت نام
اینجا
و یا برای ورود
اینجا
را کلیک کنید.
آیا هنوز
ایمیل فعال سازی حساب کاربری
برای ما ارسال نشده است؟
14 شهريور 1389,ساعت 21:45:10
فهرست
راهنمايي
جستجو
ورود
عضويت
>
فرهنگ ایثار و شهادت
>
با اهل بیت علیهم السلام
> موضوع:
بررسی مستند زندگی اهل بیت
صفحه: [
1
]
پایین
« قبلی
بعدی »
چاپ صفحه
نويسنده
موضوع: بررسی مستند زندگی اهل بیت (دفعات بازدید: 143 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
عماربصیر
کاربر جدید
آفلاین
تعداد ارسال: 14
بررسی مستند زندگی اهل بیت
«
:
19 ارديبهشت 1389,ساعت 15:15:35 »
سلام .
به نظرم اومد اگه اینجا به بررسی زندگی اهل بیت بپردازیم خوب باشه هممون خوب میدونیم که مطالبی که در مورد اهل بیت به ما رسیده بعضی هاش با تعصبات شخصی قاطی شده و همین باعث شده که خیلی ها بتونن به اساس شیعه اشکال وارد کنند برای همین اینجا به طور دقیق و مستند به بررسی زندگی و نحوه شهادت معصومین (علیهم السلام ) میپردازیم .
برای شروع چون در ایام شهادت بانوی دوعالم هستیم از خانوم حضرت زهرا شروع میکنیم
من یه بررسی کردم و از تعدادی از اساتید در مورد کتاب های مستند سوال کردم برای شروع خوبه که این کتابها رو یه نگاهی بهش بندازیم :
مدینه چه شد؟ فاطمه چه گفت؟ محسن زورقی
تبار انحراف . مهدی طائب
پس از غروب . غلامی
حالا اگه تونستم دانلود آنلاین میزارم واگه نشد خودم میام مطالبی رو گلچین از این کتابا میگم
تا بعد ...
یا زهرا
«
آخرين ويرايش: 31 ارديبهشت 1389,ساعت 19:21:56 توسط عماربصیر
»
خارج شده است
ilya
مدیران سایت
کاربر جدید
آفلاین
تعداد ارسال: 24
پاسخ : بررسی مستند زندگی اهل بیت
«
پاسخ #1 :
20 ارديبهشت 1389,ساعت 09:54:33 »
سلام
به نظر من هم بحث خیلی خوبیه
شما که با اساتید متخصص این امر ارتباط دارید میشه در مورد کتاب مبارزات حضرت زهرا نوشته محمد دشتی هم یه سوالی بپرسید
البته فکر می کنم اسمش همین بودفعلا تا شب نمی تونم برم اسمش رو ببینم
خارج شده است
عماربصیر
کاربر جدید
آفلاین
تعداد ارسال: 14
شبهات شهادت حضرت زهرا- آیا خانه های آن زمان در داشته؟ درها از چوب بوده؟
«
پاسخ #2 :
30 ارديبهشت 1389,ساعت 19:37:18 »
سلام
اول اینکه ببخشید یکم!!! دیر شد البته تا مولامون نیاد ما همیشه عزادار مادرمونیم .
من این مدت مشغول مطالعه کتابهای زیادی بودم مطالبی که پیدا کردم خیلی زیاد بود سعی کردم اون بخشیش که خیلی الان مطرحه رو گلچین کنم و تایپ کنم البته
چون فرصت زیادی نداشتم بعضی از مطالبی که با تحقیقاتم موافق بود رو از نرم افزار
موسسه تحقیقاتی ولیعصر(عج
)
کپی کردم البته وسطاشم اگر با مطالب خودم تفاوت داشت تغییر دادم .
نکته دیگه این که من آدرس منابع رو با رنگ نارنجی و نکته مورد نظر در روایت رو با رنگ آبی مشخص میکنم که راحت تر بتونید بخونید .
خب من کم کم سعی میکنم هر روز یکی از مطالبی رو که خیلی مورد سواله رو مطرح کنم :
طرح شبهه:
منازل مسكونى مردم مدينه و مکه در صدر اسلام به شكل ساختمانها و منازل مسكونى دوران ما نبوده است كه افزون بر ديوارهاى نسبتا بلند داراى بخش ورودى با درهاى محكم وقفلهاى متنوع باشد؛ بلكه براى پوشاندن و محفوظ نگه داشتن درون منزل از ديد اغيار، تنها از پرده، حصير و... استفاده مىکردند. در روايتى علي رضى الله عنه تصريح مىكند كه خانههاى ما اهل بيت در نداشته است.
* وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ؛
خانههاى ما اهل بيت، نه سقف دارد و نه در. اين روايت را بسيارى از كتابهاى شيعه نقل كردهاند از جمله:
الخصال، شيخ الصدوق، ص 364 _ 382 و شرح الأخبار، قاضي النعمان المغربي، ج 1 ص 345 – 362 و الاختصاص، شيخ المفيد، ص 163 180 و بحار الأنوار، علامة المجلسي، ج 38 ص 167 و 186 و....
بنابراين، چگونه ممكن است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها بين در و ديوار قرار گرفته باشد؟ و يا چگونه ممكن است كه اين در آتش گرفته باشد؟
******************************
پاسخ :
يكى از شبهاتى كه اخيراً برخى از وهابيها آن را با مانور فراوان و سر وصداى زياد مطرح كردهاند همين شبهه است.
اما با بررسى روايات موجود در كتابهاى شيعه و سنى اين نتيجه به دست مىآيد، كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله خانههاى مدينه داراى درهاى چوبى بوده است. موارد بسيارى مىتوان به عنوان شاهد نقل كرد كه ما به چند نمونه اشاره مىكنيم. براى اطلاع بيشتر به كتاب مأساة الزهراء عليها السلام، و خلفيات مأساة الزهراء، نوشته سيد جعفر مرتضى مراجعه کنید .
ما ابتدا پاسخ علامه سيد جعفر مرتضى را در پاسخ اين شبهه نقل و سپس به پاسخ تفصيلى آن خواهيم پرداخت:
1- علامه سيد جعفر مرتضى در پاسخ اين روايت مىگويد:
فأمير المؤمنين إذن يصف حالة الفقر المدقع الذي كان يعاني منه أهل البيت ( عليهم السلام )، ويذكر إيثار رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حتى أهل النعم والأموال بما يتوفر لديه منها، مع ملاحظة: أن أبواب أهل البيت ( عليهم السلام ) بيوتهم كانت من جريد النخل الذي هو أصل السعفة بعد جرد الخوص عنها، أما غيرهم ( عليهم السلام ) فكان لبيوتهم ستائر، وكانت أبوابها من غير جريد النخل أيضا، ومنها الأخشاب لا مجرد ستائر ومسوح كما يدعون.
علي عليه السلام از فقر ناراحت كنندهاى كه خاندان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم با آن دست و پنجه نرم مىكردند سخن مىگويد و از بذل و بخشش رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از اموال و نعمتهاى كه نزدش جمع شده بود ياد مىكند، با اين كه
دَرِ خانههاى اهل بيت از چوب خرما؛ پس از پاك كردن از شاخ و برگش بود؛ ولى ديگران دَرِ خانههايشان از غير چوب خرما بود و افزون برآن بر درهايشان پرده نيز آويزان كرده بودند.
السيد جعفر مرتضى عاملی (معاصر)، مأساة الزهراء عليها السلام شبهات وردود، ج 2 ص 232
2- خداوند در قرآن كريم به صحابه و ديگر مسلمانان اجازه مىدهد كه از خانههايى كه كليد آن در اختيار آنان هست ، غذا بخورند . بىترديد خانهاى كه در چوبى و يا آهنى نداشته باشد، داشتن كليد براى آن بىمعنا خواهد بود:
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَلا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى الْمَريضِ حَرَجٌ وَلا عَلى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ ... أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَديقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَميعاً أَوْ أَشْتاتاً. (النور / 61 .)
بر نابينا و افراد لنگ و بيمار گناهى نيست (كه با شما هم غذا شوند)، و بر شما نيز گناهى نيست كه از خانههاى خودتان [بدون اجازه خاصّى] غذا بخوريد و همچنين خانههاى پدرانتان ... يا
خانهاى كه كليدش در اختيار شماست،
يا خانههاى دوستانتان، بر شما گناهى نيست كه به طور دستهجمعى يا جداگانه غذا بخوريد .
در حديث زیرنيز با صراحت سخن از باز كردن دَرِ اتاق به وسيله كليد است و اين نشان مىدهد كه وروديهاى منازل واتاقها محصور و محفوظ بوده است.
حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحِيمِ بْنُ مُطَرِّفٍ الرُّؤَاسِىُّ حَدَّثَنَا عِيسَى عَنْ إِسْمَاعِيلَ عَنْ قَيْسٍ عَنْ دُكَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ الْمُزَنِىِّ قَالَ أَتَيْنَا النَّبِىَّ،صلى الله عليه وسلم، فَسَأَلْنَاهُ الطَّعَامَ فَقَالَ « يَا عُمَرُ اذْهَبْ فَأَعْطِهِمْ ». فَارْتَقَى بِنَا إِلَى عِلِّيَّةٍ فَأَخَذَ الْمِفْتَاحَ مِنْ حُجْزَتِهِ فَفَتَحَ.
از دُكَين بن سعيد مزنى نقل شده است كه گفت: خدمت پيامبر رفتيم و تقاضاى غذا كرديم، به عمر فرمود: برو و به آنان غذا بده. عمر ما را به اتاق بالا برد،
سپس كليد را از كمربندش بيرون آورد و در را باز كرد
.
سنن أبي داود، ج 2 ص 527، ح 5240
مسلم نيشابورى در صحيحش مىنويسد:
10. قَالَ أَبُو حُمَيْدٍ إِنَّمَا أُمِرَ بِالأَسْقِيَةِ أَنْ تُوكَأَ لَيْلاً وَبِالأَبْوَابِ أَنْ تُغْلَقَ لَيْلاً.
ابو حميد مىگويد: پيامبر به ما امر كرد كه شبها ظروف آب را در گوشهاى قرار دهيم و نيز دستور داد كه
شبهنگام درها را ببنديم
.
صحيح مسلم، ج 3، ص 1593، ح2010، كتاب الأشربة (والاطعمة)، باب فِي شُرْبِ النَّبِيذِ وَتَخْمِيرِ الإِنَاءِ
ابن كثير دمشقى به نقل از حسن بصرى مىنويسد:
وكانت حجره من شعر مربوطة بخشب من عرعر قال وفي تاريخ البخاري أن بابه عليه السلام كان يقرع بالاظافير فدل على أنه لم يكن لابوابه حلق.
اتاقهاى رسول خدا (ص) از شاخه و چوب عَرعَر به وسيله مو بافته شده بود،
و در تاريخ بخارى آمده است:
دَرِ خانه پيامبر را با نُك انگشتان و ناخنها مىزدند
و اين دلالت بر اين دارد كه حلقههايى براى كوبيدن بر در نداشته است.
البداية والنهاية، ج 3، ص 221
بخارى در ادب المفرد مىنويسد:
عن محمد بن هلال أنه رأى حجر أزواج النبي صلى الله عليه وسلم من جريد مستورة بمسوح الشعر فسألته عن بيت عائشة فقال كان بابه من وجهة الشام فقلت مصراعا كان أو مصراعين قال كان بابا واحدا قلت من أي شيء كان قال من عرعر أو ساج.
محمد بن هلال خانههاى همسران پيامبر را ديده است كه پوششى بافته شده از مو بوده است. از وى در باره خانه عائشه پرسيدم، گفت:
درِ خانه اش به طرف شام باز مىشد، پرسيدم: يك لنگه داشت يا دو لنگه؟ گفت: يك لنگه بيشتر نداشت، گفتم: جنسش از چه بود؟ گفت از چوب درخت عرعر يا ساج
.
الأدب المفرد،بخاری - ج 1، ص 272
عاصمى شافعي مىنويسد:
كان باب عائشة مواجه الشام وكان بمصراع واحد من عرعر أو ساج.
درِ خانه عائشه به طرف شام بود و يك لنگه داشت كه از
چوب درخت عرعر يا ساج
بود.
سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، عاصمی شافعی -ج 1، ص 367
ابوالبقاء مكى حنفى (متوفاى 864) مىنويسد:
وكان لبيت عائشة رضي الله عنها مصراع واحد من عرعر أوساج.
تاريخ مكة المشرفة والمسجد الحرام والمدينة الشريقة والقبر الشريف، ج 1، ص 268
براى خانه عائشه يك در بود كه يك لنگه داشت و از چوب عرعر يا ساج بود
.
المكي الحنفي- تاريخ مكة المشرفة والمسجد الحرام والمدينة الشريفة والقبر الشريف، ج 1، ص 268
محمد بن اسماعيل بخارى در صحيح خود مىنويسد:
حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ بن حَوْشَبٍ حدثنا عبد الْوَهَّابِ حدثنا يحيى بن سَعِيدٍ قال أَخْبَرَتْنِي عَمْرَةُ قالت سمعت عَائِشَةَ رضي الله عنها تَقُولُ لَمَّا جاء قَتْلُ زَيْدِ بن حَارِثَةَ وَجَعْفَرٍ وَعَبْدِ اللَّهِ بن رَوَاحَةَ جَلَسَ النبي صلى الله عليه وسلم يُعْرَفُ فيه الْحُزْنُ وأنا أَطَّلِعُ من شَقِّ الْبَابِ.
از عائشه نقل است: هنگامى که خبر شهادت جعفر بن ابوطالب و عبدالله بن رواحه را آوردند؛ پيامبر بر زمين نشست و آثار حزن و اندوه در صورتش نمايان شد، و
من ازشكاف در (شق الباب) او را مىنگريستم.
صحيح البخاري، ج 1، ص 440، ح 1243، بَاب ما يُنْهَى عن النَّوْحِ وَالْبُكَاءِ وَالزَّجْرِ عن ذلك
شكاف يا سوراخ دَر دليل بر مدعاى ما است که خانه ها بدون دَر نبوده است؛ بلکه درهايى که از «تخته » يا «سعف نخل» ساخته مىشدند بر وروديهاى منازل وخانهها نصب مىكردهاند.
«
آخرين ويرايش: 01 خرداد 1389,ساعت 15:57:51 توسط عماربصیر
»
خارج شده است
عماربصیر
کاربر جدید
آفلاین
تعداد ارسال: 14
شبهات شهادت حضرت زهرا- آیا خانه علی (ع) در داشت؟
«
پاسخ #3 :
30 ارديبهشت 1389,ساعت 19:42:28 »
خانه علي (ع) داراي دَر بود:
همچينن در برخى از روايات شيعه و سنى آمده است كه خانه حضرت علي عليه السلام داراى دَرِ چوبى از نوع: سَعَفٍ (شاخه درخت خرما) عرعر، (درخت سرو) ساج و... بوده است.
در داستان ازدواج فاطمه زهرا و اميرمؤمنان عليهما السلام آمده است:
ثُمَّ دَعَا عَلِيّاً عليه السلام فَصَنَعَ بِهِ كَمَا صَنَعَ بِهَا ثُمَّ دَعَا لَهُ كَمَا دَعَا لَهَا ثُمَّ قَالَ قُومَا إِلَى بَيْتِكُمَا جَمَعَ اللَّهُ بَيْنَكُمَا وَ بَارَكَ فِي نَسْلِكُمَا وَ أَصْلَحَ بَالَكُمَا ثُمَّ قَامَ فَأَغْلَقَ عَلَيْهِ بَابَه.
رسول خدا (ص) علي بن ابوطالب (ع) را احضار نمود و همان عملى را كه با فاطمه انجام داده بود با علي نيز انجام داد. آنگاه همان دعائى را براى علي خواند كه براى فاطمه خوانده بود. سپس به علي و فاطمه عليهما السّلام فرمود: برخيزيد بسوى خانه خود رويد، خدا شما را نسبت به يك ديگر مهربان كند! و به نسل شما بركت دهد! و عاقبت شما را بخير نمايد! رسول خدا (ص) پس از اين دعاها برخاست و
دَرِ خانه را بست.
الصنعاني، المصنف، ج 5 ص 489
الطبراني،المعجم الكبير، ج 22 ص 412
التميمي المغربي، شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، ج 2 ص 359،
بحار الأنوار، ج 43 ص 142
امام كاظم از پدرش امام صادق عليهما السلام نقل كرده است كه فرمود:
جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله وسلم) أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَأَغْلَقَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ الْبَابَ وَقَالَ يَا أَهْلِي وَأَهْلَ اللَّه....
پيامبر اكرم؛ علي بن ابوطالب، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام را جمع كرد و
درب را بر روى آنها بست
و فرمود:
اى خانواده من كه پيوستگان خدائيد، پروردگار به شما سلام مىرساند....
بحار الأنوار، ج 24 ص 219
و در حديثى ديگر از پدرش امام صادق عليهما السلام نقل مىكند كه فرمود:
لَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي قُبِضَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله وسلم) فِي صَبِيحَتِهَا دَعَا عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ (عليهم السلام) وَ أَغْلَقَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ الْبَابَ وَ قَالَ يَا فَاطِمَةُ وَأَدْنَاهَا مِنْهُ فَنَاجَاهَا مِنَ اللَّيْلِ طَوِيلًا فَلَمَّا طَالَ ذَلِكَ خَرَجَ عَلِيٌّ وَ مَعَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ أَقَامُوا بِالْبَابِ وَ النَّاسُ خَلْفَ الْبَاب.
شبى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله صبح آن از دنيا رفت، علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را فراخواند و
دَرِ خانه را بست
و فرمود: فاطمه جانم! سپس او را نزديك خودش برد و با دخترش مدتى طولانى مشغول گفتگو شد و چون مدت طولانى شد، علي و دو فرزندش حسن و حسين عليهم السلام از خانه بيرون آمدند و
پشت در
همراه با مردم به انتظار ماندند.
ج 22 ص 490، باب 1، وصيته ص عند قرب وفاته و فيه
محمد بن جرير طبرى شيعى مىنويسد:
قَالَ سَلْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَمَضَيْتُ إِلَيْهَا فَطَرَقْتُ الْبَابَ وَ اسْتَأْذَنْتُ فَأَذِنَتْ لِي بِالدُّخُولِ فَدَخَلْتُ فَإِذَا هِيَ جَالِسَة.
سلمان مىگويد: به خانه فاطمه رفتم،
در را كوبيدم
و اجازه ورود گرفتم، به من اجازه داد تا وارد شوم. هنگامى كه وارد شدم ديدم نشسته است.
الطبرى ،دلائل الامامة ، ص 107
بحار الأنوار، ج 91 ص 226
در اين حديث سلمان مىگويد: دَر را كوبيدم، آيا كوبيدن دَر مفهومى غير از معناى رايج آن دارد؟
شكستن در خانه حضرت زهرا در هجوم:
در روايت هجوم به خانه فاطمه سلام الله عليها آمده است:
قَالَ عُمَرُ قُومُوا بِنَا إِلَيْهِ فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ خَالِدُ بْنِ الْوَلِيدِ وَ الْمُغِيرَةُ بْنُ شُعْبَةَ وَ أَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ وَ سَالِمٌ مَوْلَى أَبِي حُذَيْفَةَ وَ قُنْفُذٌ وَ قُمْتُ مَعَهُمْ فَلَمَّا انْتَهَيْنَا إِلَى الْبَابِ فَرَأَتْهُمْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا أَغْلَقَتِ الْبَابَ فِي وُجُوهِهِمْ وَ هِيَ لا تَشُكُّ أَنْ لا يُدْخَلَ عَلَيْهَا إِلا بِإِذْنِهَا فَضَرَبَ عُمَرُ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَكَسَرَهُ وَ كَانَ مِنْ سَعَفٍ.
عمر گفت: ما را نزد وى ببر، ابوبكر و عمر و عثمان و خالد بن وليد و مغيرة بن شعبه و ابوعبيده جراح و سالم مولى ابوحذيفه و قنفذ حركت كردند و من نيز با آنان به راه افتادم. هنگامى كه به خانه رسيديم،
فاطمه آنها را ديد، در را بر روى آنان بست،
فاطمه شك نداشت كه آنان بدون اجازه وى داخل نخواهند شد؛
اما عمر با لگد در را كه از چوب درخت خرما بود، شكست
.
بحار الأنوار، ج 28 ص 227
در روايت ابن قتيبه آمده است:
ثم قام عمر، فمشى معه جماعة، حتى أتوا باب فاطمة، فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها: يا أبت يا رسول الله، ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب وابن أبي قحافة...
عمر وگروهى همراه وى به خانه فاطمه رسيدند،
دقّ الباب كردند،
فاطمه هنگامى كه صداى آنان را شنيد، فرياد زد: اى پدر بزرگوارم، اى رسول خدا! پس از تو از دست پسر خطاب (عمر) و ابوقحافه ( ابوبكر) چه رنجها كه نديدم.
ابن قتیبه الدينوري، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 16
نتيجه:
استدلال به روايت و فرمايش علي عليه السلام: « لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ» اهل سنت را به مقصودشان نمىرساند؛ زيرا: اولاً: طراح شبهه سخن علي عليه السلام را ناقص نقل كرده است؛ به گونهاى كه خواننده احساس مىكند كه اهل بيت عليهم السلام منزل مسكونى به شكل متعارف نداشتهاند؛ چون خانهاى كه نه سقف دارد و نه دَر و نه ديوار، قابل تصور نيست؛ در حالى كه متن حديث چنين است: نحن اهل بيت محمد (ص) لا سقوف لبيوتنا ولا أبواب ولا ستور ( در نقل شيخ مفيد، ستور به معناى ديوار آمده است) الا الجرائد وما اشبهها.
جمله پايانى اين حديث گوياى استفاده از چوب حاصل شده از برگههاى درخت خرما است؛ چون جريده به معناى چوب باقى مانده پس از تراشيدن اضافات آن است كه با بستن آن چوبها كنار يكديگر براى پوشش و ديوار كشى و در ورودى و غير آن استفاده مىشده است؛ بنابراين از اين روايت و روايات ديگر استفاده مىشود كه خانه اهل بيت عليهم السلام از جمله خانه فاطمه زهرا و علي عليهما السلام مانند خانههاى افراد ديگر داراى در ورودى بوده است كه باز و بسته مىشده و از استحكام مخصوصى هم برخوردار بوده است.
همچنين روايات ديگرى از مصادر اهل سنت نقل شد كه خانههاى مدينه و نيز خانه امير مؤمنان عليه السلام دَر داشته است و اين دَرها نيز چوبى بوده است.
«
آخرين ويرايش: 01 خرداد 1389,ساعت 15:55:15 توسط عماربصیر
»
خارج شده است
عماربصیر
کاربر جدید
آفلاین
تعداد ارسال: 14
شبهات شهادت حضرت زهرا(س) - چرایی گشودن در توسط حضرت زهرا و نه دیگری 1
«
پاسخ #4 :
31 ارديبهشت 1389,ساعت 19:14:56 »
طرح شبهه:
چگونه مىتوان باور داشت كه
با وجود علي (ع) در درون منزل، همسر او براى باز كردن در خانه برود!
چرا خود علي (ع) براى بازكردن در نرفت؟
دراینجا این سوال مطرح است
غیرت علی کجا بود
که خود بنشیند و همسرش که
زنی پرده نشین است در را باز کند
از اینجا نتیجه میگیریم که علی ترسیده بود .
شجاعتی که از آن نام میبرید کجا بود ؟
خب در اینجا چهار تا مسئله مورد سوال قرار گرفته که زیرش خط کشیدم و به ترتیب هر کدوم رو توضیح دادم :
أوّلاً: آن چه كه از برخى از روايات استفاده مىشود: حضرت فاطمه سلام الله عليها
نزديك در ورودى منزل نشسته بود
و با ديدن عمر و همراهان وى، در را به روى آنان بست.
مرحوم عياشى در تفسير، شيخ مفيد در الإختصاص و... نوشتهاند:
قال: قال عمر قوموا بنا إليه فقام أبو بكر وعمر وعثمان وخالد بن الوليد و المغيرة بن شعبة وأبو عبيدة بن الجراح وسالم مولى أبي حذيفة وقنفذ وقمت معهم فلما انتهينا إلى الباب فرأتهم فاطمة صلوات الله عليها أغلقت الباب في وجوههم وهي لا تشك أن لا يدخل عليها إلا باذنها، فضرب عمر الباب برجله فكسره، وكان من سعف، ثم دخلوا فأخرجوا عليا ( عليه السلام ) ملببا....
عمر گفت: برخيزيد تا پيش او (علي) برويم، پس ابوبكر، عمر، عثمان، خالد بن وليد، مغيرة بن شعبة، ابوعبيد جراح، سالم مولى ابوحذيفة، قنفذ و من به همراه او راه افتاديم، چون نزديك خانه رسيديم،
فاطمه آنان را ديد و لذا در را بست و شك نداشت كه بدون اجازه وارد نخواهند شد،
عمر در را با لگد شكست، سپس وارد خانه شدند و علي را بيرون آوردند در حالى كه به خاطر اين پيروزى الله اكبر مىگفتند.
تفسير العياشي، ج2، ص67،
الاختصاص شیخ مفید ص 186،
بحار الأنوار علامه مجلسی ، ج 28، ص 227،
و در روايت سليم نيز آمده:
ثُمَّ أَقْبَلَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى بَابِ عَلِيٍّ وَفَاطِمَةُ عليهما السلام قَاعِدَةٌ خَلْفَ الْبَابِ قَدْ عَصَبَتْ رَأْسَهَا وَنَحَلَ جِسْمُهَا فِي وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله فَأَقْبَلَ عُمَرُ حَتَّى ضَرَبَ الْبَابَ ثُمَّ نَادَى يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ [افْتَحِ الْبَابَ] فَقَالَتْ فَاطِمَةُ يَا عُمَرُ مَا لَنَا وَلَكَ لَا تَدَعُنَا وَمَا نَحْنُ فِيهِ قَالَ افْتَحِي الْبَابَ وَإِلَّا أَحْرَقْنَاهُ عَلَيْكُمْ فَقَالَتْ يَا عُمَرُ أَمَا تَتَّقِي اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ تَدْخُلُ عَلَى بَيْتِي وَتَهْجُمُ عَلَى دَارِي فَأَبَى أَنْ يَنْصَرِفَ ثُمَّ دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ فَأَحْرَقَ الْبَابَ.
عمر آمد تا به خانه رسيد،
فاطمه پشت در نشسته بود، سرش را بسته بود
و بدنش از غم از دست دادن پدر نحيف و لاغر شده بود، عمر در را كوبيد و گفت: اى پسر ابوطالب! در را باز كن، فاطمه فرمود: اى عمر به ما چه كار دارى؟ ما را با مصيبتى كه گرفتارش شدهايم تنها بگذار. عمر گفت: در را باز كن وگرنه خانه را به آتش مىكشم. فاطمه فرمود: آيا از خداوند نمىترسى كه وارد خانه ما مىشوي، عمر بازنگشت و آتش خواست و آتش را بر در خانه افكند و آن را سوزاند.
كتاب سليم بن قيس، ص 864
ثانياً: حضرت صديقه شكى نداشت كه جمعيت بدون اذن داخل منزل نخواهند شد؛ چون
نص قرآن است كه بدون اجازه وارد خانه كسى نشويد
:
يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتًا غَيرَْ بُيُوتِكُمْ حَتىَ تَسْتَأْنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلىَ أَهْلِهَا ذَالِكُمْ خَيرٌْ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.
فَإِن لَّمْ تجَِدُواْ فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتىَ يُؤْذَنَ لَكمُْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُواْ فَارْجِعُواْ هُوَ أَزْكىَ لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيم.
النور / 27 و 28.
اى افرادى كه ايمان آوردهايد! در خانههايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد اين براى شما بهتر است شايد متذكّر شويد!
و اگر كسى را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد: «بازگرديد!» بازگرديد اين براى شما پاكيزهتر است و خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است!.
و از طرفى
خانه انبياء احترام ويژهاى دارد كه كسى حق ورود بدون اجازه ندارد
:
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاتَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِّ إِلا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ.
الأحزاب /53.
اى افرادى كه ايمان آوردهايد! در خانههاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما داده شود.
و شكى نيست كه خانه حضرت صديقه طاهره خانه پيغمبر محسوب مىشود همانطورى كه در تفاسير متعدد اهل سنت ذيل آيه شريفه:
فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُو يُسَبِّحُ لَهُو فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ.
النور/36
.
در خانههايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت] آنها رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود. در آن [خانه] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مىكنند.
سيوطى و ديگران از قول ابوبكر از نبى مكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كردهاند كه خانه علي و زهرا عليهما السلام از با فضيلتترين خانههاى انبياء محسوب مىشود:
وأخرج ابن مردويه عن أنس بن مالك وبريدة قال: قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم هذه الآية ) في بيوت أذن الله أن ترفع ( فقام اليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله قال: بيوت الأنبياء. فقام اليه أبو بكر فقال: يا رسول الله هذا البيت منها ـ البيت علي وفاطمة ـ قال: نعم من أفاضلها.
رسول خدا (ص) اين آيه را تلاوت فرمود، شخصى پرسيد: اين كدام خانه ها است؟ فرمود: خانه هاى پيامبران. ابوبكر پرسيد: آيا خانه علي و فاطمه هم از همان خانه ها است؟ فرمود:
بلي، از برترين آن است
.
السيوطي، الدر المنثور، ج 6، ص 203
الثعلبي النيسابوري الكشف والبيان:ج7، ص 107،
الثعالبي،الجواهر الحسان في تفسير القرآن، ج 7، ص 107
الآلوسي البغدادي، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج 18، ص 174
حضرت زهرا پشت در آمدند که
با استفاده از منزلت خود بتوانند مردمی را که در پشت خانه تجمع کرده اند متفرق سازد و آنها را از آن جنایت زشت بازدارد
و موید این مطلب آن است که عده ای از مهاجمان با شنیدن صدای حضرت برگشتند ولی عمر ویارانش همچنان پشت در ماندند
قام عمر فمشى ومعه جماعة حتى أتوا باب فاطمة فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها باكية: يا رسول الله ما ذا لقينا بعد أبي من ابن الخطاب وابن أبي قحافة! فلما سمع القوم صوتها وبكاءها انصرفوا باكين، فكادت قلوبهم تتصدع وأكبادهم تنفطر، وبقي عمر معه قوم.
عمر همراه عدهاى به طرف خانه فاطمه آمد و در را كوبيد، فاطمه با شنيدن سر وصداى جمعيت با صداى بلند و همراه گريه فرياد زد: اى رسول خدا چه مصيبتهايى پس از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه مىبينيم.
گروهى با شنيدن گريه فاطمه دلشان به درد آمد و با گريه آنجا را ترك كردند؛
اما عمر با گروهى ديگر باقى ماندند.
أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 16،.
بنابراين حضرت صديقه طاهره، هنگام هجوم، با ديدن عمر و همراهانش در را بست و نزديك دَر ايستاده بود و احتمال نمىداد كه با وجود آن حضرت متعرض خانه شوند و اين بيشرمى مهاجمان بود كه حرمت خانه و اهل آن را رعايت نكردند و به قول سلمان فارسى رضوان الله تعال عليه، كرديد و نكرديد و ندانستيد كه چه كرديد.
در مورد مسئله عدم شجاعت حضرت امیر هم فضل بن روزبهان در مورد حدیث اتش زدن خانه فاطمه میگوید :
اگر این حدیث صحیح باشد بر عجز و ناتوانی علی دلالت دارد حاشا و کلا ! نهایت عجز و ناتوانی مرد این است که خود و خانواده و همسرش در خانه اش بسوزند ولی او قادر به دفع آن نباشد .
ابطال نهج الباطل،در ضمن دلائل الصدق –ج 3- ق1 ص 47
که در پاسخ باید گفت که :
ابن حمزه زیدی میگوید : علی با همه شجاعتش
از مراعات امر امت و طلب استقامت دین و ترک آنچه موجب پراکندگی است کوتاهی نکرد
.
- شافی ج4 ص 188
درتاریخ علی با این قوم تنها زدن زهرا نیست بلکه خود حضرت نیز زده شده .
اما نه ابوبکر و عمر بلکه کسی پایینتر از این دو از لحاظ شأن یعنی عثمان :
زبیر بکار روایت کرده : علی میگوید : عثمان کسی را به دنبال من فرستاد صورتم را با لباس پوشاندم و به نزدش آمدم روی تختش نشسته بود و با چوبی در دست و در مقابلش مال فراوان ... سپس برخاست و به طرفم آمد و مرا با چوب زد به خدا قسم که دستش را برنگرداندم تا کارش تمام شد ...
شرح نهج البلاغه ج 9 ص 10
از این بالاتر حضرت به قتل هم تهدید شد و این روایات دلالت بر شدت مظلومیت و جسارت به حضرت دارد و اینکه حضرت بخاطر مصلحت اسلام با وجود شجاعتی که غیر قابل انکار است سکوت میکردند .
«
آخرين ويرايش: 01 خرداد 1389,ساعت 15:53:43 توسط عماربصیر
»
خارج شده است
عماربصیر
کاربر جدید
آفلاین
تعداد ارسال: 14
شبهات شهادت حضرت زهرا-چرایی گشودن در توسط حضرت زهرا و نه دیگری2
«
پاسخ #5 :
31 ارديبهشت 1389,ساعت 19:21:01 »
در مورد این اشکال که حضرت زهرا که مظهر عفت بودند چرا در را به روی نامحرم باز کردند هم پاسخ میدهیم :
- حضرت زهرا
در را باز نکرد
بلکه از پشت در با مهاجمان سخن گفت
- اگر زهرا از پشت در جواب داده این بدان معنا نیست که با آنان رو به رو شده است پس آنگاه که در را شکستند و فاطمه برای حفظ حجاب در پشت ان پنهان شد و او را در بین در و دیوار فشردند ريا، آیا او مسئول است؟
موید این مطلب اینکه در برخی متون آمده:
«فاطمه دستانش را از پشت در دراز کرد آنان با تازیانه به دستان او زدند »
بحار الانوار/ ج 30 / ص 293-295
- حضرت زهرا در مسجد پیامبر هم برای مردم خطبه خواند و صدایش را همه شنیدند .
و اگر شنیدن صدای زن توسط نامحرم را اسلام تحریم کرده باشد مگر نه اینکه فقها صورت دفاع از حق را استثنا کرده اند؟
مسئله دیگری که مطرح میکنند این است که جلوس علی و باز کردن در توسط همسرش با غیرت و مردانگی منافات دارد:
در پاسخ باید گفت که همانگونه که بردن زینب و زنان دیگر به کربلا با علم به اسارت آنان هیچ منافاتی با غیرت و مردانگی حسین ندارد پاسخ زهرا به مهاجمان نیز منافاتی با غیرت علی ندارد . همچنین هرگاه لازم میشد رسول خدا به زنان خود و ام ایمن میفرمود که به کسی که در میزند پاسخ دهند.
احتجاج ص 470-471
بحار الانوار ج 32 ص 347
مناقب خوارزمی ص 86-87
فرائد السمطین ج1 ص 331
درادامه یک روایت از کتب شیعه و یک روایت از کتب اهل تسنن خواهد امد که موید نمونه های دیگری است که رسول خدا با وجود انکه در خانه بودند اجازه میدادند که همسرانشان در را به روی نامحرم باز کنند واين نشان مىدهد كه اين عمل با رعايت وظايف شرعى منعى نخواهد داشت.
1.امّ سلمه و باز كردن دَرِ خانه براي علي (عليه السلام):
عن علقمة عن عبد الله قال خرج رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) من بيت زينب بنت جحش وأتى بيت أم سلمة فكان يومها من رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) فلم يلبث أن جاء علي فدق الباب دقا خفيفا فانتبه النبي ( صلى الله عليه وسلم ) للدق وأنكرته أم سلمة فقال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) قومي فافتحي له
رسول خدا (ص) از خانه زينب دختر جحش بيرون آمد و وارد خانه امّسلمه شد؛ چون آن روز نوبت آمدن آن حضرت به خانه وى بود، مدتى نگذشته بود كه علي آهسته دقّ الباب كرد، رسول خدا (ص) بيدار شد، امّسلمه پاسخ نداد،
پيامبر فرمود: بلند شو و در را باز كن..
..
أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبدالله ابن عساكر الدمشقي الشافعي، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص 470،
عبد الكريم بن محمد الرافعي القزويني، التدوين في أخبار قزوين، ج 1، ص 89،.
2. عایشه به دستور رسول خدا (ص) دَر را براي علي (ع) باز كرد
:
وعن جعفر بن محمد الصادق عليه السلام عن أبيه عن آبائه عن علي عليه السلام قال: كنت أنا ورسول الله صلى الله عليه وآله في المسجد بعد أن صلى الفجر، ثم نهض ونهضت معه، وكان رسول الله صلى الله عليه وآله إذا أراد أن يتجه إلى موضع أعلمني بذلك، وكان إذا أبطأ في ذلك الموضع صرت إليه لأعرف خبره، لأنه لا يتصابر قلبي على فراقه ساعة واحدة فقال لي: أنا متجه إلى بيت عائشة، فمضى صلى الله عليه وآله ومضيت إلى بيت فاطمة الزهراء عليها السلام فلم أزل مع الحسن والحسين فأنا وهي مسروران بهما، ثم إني نهضت وسرت إلى باب عائشة، فطرقت الباب فقالت: من هذا؟ فقلت لها: أنا علي فقالت: إن النبي راقد، فانصرفت، ثم قلت: النبي راقد وعائشة في الدار، فرجعت وطرقت الباب فقالت لي عائشة: من هذا؟ فقلت لها: أنا علي فقالت: إن النبي صلى الله عليه وآله على حاجة فانثنيتمستحييا من دق الباب، ووجدت في صدري ما لا أستطيع عليه صبرا، فرجعت مسرعا فدققت الباب دقا عنيفا، فقالت لي عائشة: من هذا؟ فقلت: أنا علي فسمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول: يا عائشة افتحي له الباب، ففتحت ودخلت....
نماز صبح را با رسول خدا (ص) خواندم، با آن حضرت از مسجد بيرون آمدم، اگر جايى مىرفت به من خبر مىداد و هنگامى كه دير بر مىگشت سراغ وى مىرفتم تا مطلع شوم؛ چون دورى او را نمىتوانستم تحمل نمايم، فرمود: به خانه عائشه مىروم، من نيز نزد فاطمه رفتم و در كنار حسن و حسين همه خوشحال بوديم، سپس به طرف خانه عائشه رفتم و دَر زدم، گفت: كى هستى؟ گفتم: علي، گفت: پيامبر استراحت مىكند، برگشتم و دو مرتبه رفتم و دَر را كوبيدم، گفت: كيستى؟ گفتم: علي، گفت: پيامبر را كارى است، دلم طاقت نياورد، براى دفعه سوّم دقّ الباب كردم، عائشه گفت: كيستى؟ گفتم: علي، صداى رسول خدا را شنيدم، فرمود:اى عائشه دَر را باز كن،
عائشه دَر را باز كرد و من وارد شدم....
الاحتجاج طبرسي ج1، ص 292 و 293
بحار الأنوارمجلسي، ج 38 ص 348
«
آخرين ويرايش: 01 خرداد 1389,ساعت 15:51:56 توسط عماربصیر
»
خارج شده است
عماربصیر
کاربر جدید
آفلاین
تعداد ارسال: 14
شبهات شهادت حضرت زهرا-چرایی عدم واکنش حضرت امیر به ضرب فاطمه(س)
«
پاسخ #6 :
01 خرداد 1389,ساعت 15:41:45 »
[JUSTIFY]
طرح شبهه:
علي که شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر را با يک دست بلند کرد، چگونه حاضر مىشود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
پاسخ:
يكى از مهمترين شبهاتى كه وهابيها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مىكنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاعترين فرد زمان خود بود و...
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه پاسخهاى گوناگونى دادهاند كه به اختصار به چند نكته بسنده مىكنيم:
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
1.همانگونه که در منابع اهل سنت امده رسول خدا وقایع بعد از خود را برای امیرالمومنین (ع) بیان فرموده و
از ایشان عهد گرفتند تا ایشان در برابر انچه بعد از وی اتفاق خواهد افتاد صبر پیشه کنند.
از انجا که حضرت امیر طبق نص صریح معصوم هستند و بر پایه فرمان الهی انجام وظیفه میکند و در این مورد هم به صبر امر شده در ماجرای هجوم به خانه اش صبر پیشه میکند و اگر مهاجمان جرات این جسارت را پیدا کردند بسبب این بود که
میدانستند حضرت مامور صبر هستند
.
مناقب خوارزمی ص 146
فرائد السمطین ج 1 ص 270
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
اميرمؤمنان عليه السلام در تمام دوران زندگياش، مطيع محض فرمانهاى الهى بوده و آنچه او را به واكنش وامىداشت، فقط و فقط اوامر الهى بود و هرگز به خاطر تعصب، غضب و منافع شخصى از خود واكنش نشان نمىداد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
آن حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر و شكيبائى در برابر اين مصيبتهاى عظيم بوده است و طبق همين فرمان بود كه دست به شمشير نبرد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
مرحوم سيد رضى الدين موسوى در كتاب شريف خصائص الأئمه (عليهم السلام) مىنويسد:
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
أَبُو الْحَسَنِ فَقُلْتُ لِأَبِي فَمَا كَانَ بَعْدَ إِفَاقَتِهِ قَالَ دَخَلَ عَلَيْهِ النِّسَاءُ يَبْكِينَ وَارْتَفَعَتِ الْأَصْوَاتُ وَضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ نُودِيَ أَيْنَ عَلِيٌّ فَأَقْبَلَ حَتَّى دَخَلَ عَلَيْهِ قَالَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَانْكَبَبْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَخِي... أَنَّ الْقَوْمَ سَيَشْغَلُهُمْ عَنِّي مَا يَشْغَلُهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُكَ فِي الْأُمَّةِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَإِنَّمَا تُؤْتَى مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ وَنَأْيٍ سَحِيقٍ وَلَا تَأْتِي وَإِنَّمَا أَنْتَ عَلَمُ الْهُدَى وَنُورُ الدِّينِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ يَا أَخِي وَالَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْهِمْ بِالْوَعِيدِ بَعْدَ أَنْ أَخْبَرْتُهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ حَقِّكَ وَأَلْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِكَ وَكُلٌّ أَجَابَ وَسَلَّمَ إِلَيْكَ الْأَمْرَ وَإِنِّي لَأَعْلَمُ خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَفَرَغْتَ مِنْ جَمِيعِ مَا أُوصِيكَ بِهِ وَغَيَّبْتَنِي فِي قَبْرِي فَالْزَمْ بَيْتَكَ وَاجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَى تَأْلِيفِهِ وَالْفَرَائِضَ وَالْأَحْكَامَ عَلَى تَنْزِيلِهِ ثُمَّ امْضِ [ذَلِكَ] عَلَى غير لائمة [عَزَائِمِهِ وَ] عَلَى مَا أَمَرْتُكَ بِهِ وَعَلَيْكَ بِالصَّبْرِ عَلَى مَا يَنْزِلُ بِكَ وَبِهَا [يعني بفاطمة] حَتَّى تَقْدَمُوا عَلَيَّ.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
امام كاظم عليه السلام مىفرمايد: از پدرم امام صادق عليه السلام پرسيدم: پس از به هوش آمدن رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم چه اتفاق افتاد؟ فرمود: زنها داخل شدند و صدا به گريه بلند كردند، مهاجرين و انصار جمع شده و اظهار غم و اندوه مىكردند، علي فرمود: ناگهان مرا صدا زدند، وارد شدم و خودم را روى بدن پيغمبر انداختم، فرمود:
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
برادرم، اين مردم مرا رها خواهند كرد و به دنياى خودشان مشغول خواهند شد؛ ولى تو را از رسيدگى به من باز ندارد، مثل تو در بين اين امت مثل كعبه است كه خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاى دور نزد آن بيايند... پس چون از دنيا رفتم و از آنچه به تو وصيت كردم فارغ شدى و بدنم را در قبر گذاشتي، در خانهات بنشين و قرآن را آنگونه كه دستور دادهام، بر اساس واجبات و احكام و ترتيب نزول جمع آورى كن،
تو را به بردبارى در برابر آنچه كه از اين گروه به تو و فاطمه زهرا سلام الله عليها خواهد رسيد سفارش مىكنم، صبر كن تا بر من وارد شوي.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
خصائصالأئمة (عليهم السلام) الشريف الرضي-ص73
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
بحار الأنوار، ج 22، ص 484،
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
2.امیر مومنان (ع) میخواهند دین اسلام قوی و راسخ به حیات خویش ادامه دهد تا دستاویز آن همه مجاهدت رسول خدا در طول 23 سال رسالت در طوفان اختلافات از بین نرود .
از این رو در جریان بیعت گرفتن صبر پیشه میکنند و بار ها به این مهم اشاره میکنند
«به خدا سوگند اگر ترس ایجاد شکاف و اختلاف در میان مسلمانان نبود و بیم آن نمیرفت که بار دیگر کفر و بت پرستی به سرزمین اسلام برگردد و اسلام محو و نابود شود با آنان به شیوه دیگری رفتار میکردم »
شرح نهج البلاغه ج 1 ص 307- ج 11 ص 313
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]3. شواهدی وجود دارد که مهاجمان قصد داشتند
اگر علی (ع) در را باز میکرد با او از در خشونت وارد میشدند
و حضرت را با ضرب و شتم به مسجد میبردند و بعد ها با نفوذی که داشتند واقعا را تحریف کرده و اینگونه بیان میکردند که برای عرض تسلیت به فاطمه رفته بودیم اما علی که از ابتدا از خلافت انصراف داده بود و حالا پشیمان شده بود با ما خشونت کرد و ما هم در مقام دفاع از خود و حکومت اسلام او را وادار به اطاعت از خود کردیم اینگونه این جریان در تاریخ به یک بازی قدرت تبدیل میشد و تاریخ حق را به انها میداد اما حضرت زهرا (س) با آمدن پشت در نقشه هایشان را باطل کرده و برای آیندگان تصویر روشنی از جنایات انها نشان داد .
شاهد این مدعا شایعه انصراف علی درگفته مقدر بن ارقم در کتاب سقیفه و نیز نامه ابوبکر به معاویه میباشد :
هر که میگفت علی بن ابی طالب چه کرد میگفتم: از عهده اش برداشت و به عهده مردم واگذار کرد .
تاریخ یعقوبی ترجمه آیتی ج1 ص 512
بحارالانوار ج 3 ص
293
[JUSTIFY]
ضمن اینکه اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آنها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد.
.[/JUSTIFY]
[/COLOR][/FONT][/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
سليم بن قيس هلالى كه از ياران مخلص اميرمؤمنان عليه السلام است، در اين باره مىنويسد:
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ عليه السلام وَصَاحَتْ يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّيْفَ وَهُوَ فِي غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ يَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
فَوَثَبَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِيبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِي كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعلهور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا عليها السّلام به طرف عمر آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد:
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
يا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مىكنند»!
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
علي عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد؛ ولى به ياد سخن پيامبر صلى الله عليه وآله و وصيتى كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پيامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى كه پيامبر با من بسته است، نبود، مىدانستى كه تو نمىتوانى به خانه من داخل شوى»
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
همچنين آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مىنويسد:
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
أنه لما يجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ على بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا)
علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش کوبيد
.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
الآلوسي البغدادي، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
آلوسى اين روايت را بدون هيچ حاشيه و نقدى نقل كرده و رد نكرده است كه حكايت از پذيرفتن آن دارد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
[/JUSTIFY]
خارج شده است
عماربصیر
کاربر جدید
آفلاین
تعداد ارسال: 14
شبهات شهادت حضرت زهرا-سوزاندن خانه یا تهدید به آن؟
«
پاسخ #7 :
01 خرداد 1389,ساعت 15:50:02 »
طرح شبهه:
آنچه در روايات ثابت است عدم اثبات سوزاندن خانه حضرت زهرا (رضى الله عنها) توسط حضرت عمر فاروق (رضى الله عنه) و بسنده نمودن حضرت عمر فاروق (رضى الله عنه) به تهديد مصلحت آميز، است.
در هيچ جاى روايات صحيح به سوزاندن خانه حضرت زهرا (رضى الله عنها) تصريح نشده است و فقط تهدید تصریح شده :
پاسخ:
1- طبق نقل طبرى و ابن أبى شيبه،
عمر قسم مىخورد كه اگر اجتماع كنندگان در خانه اميرمؤمنان عليه السلام براى بيعت با ابوبكر بيرون نيايند، خانه را با اهلش به آتش خواهد كشيد
و حضرت زهرا سلام الله عليها نيز سخن عمر را براى اميرمؤمنان عليه السلام و زبير يادآور شده و به خداوند سوگند مىخورد كه عمر به قسم خود وفا خواهد كرد:
وَايْمُ اللَّهِ مَا ذَاكَ بِمَانِعِيَّ إِنِ اجْتَمَعَ هؤُلاَءِ النَّفَرُ عِنْدَكِ أَنْ آمُرَ بِهِمْ أَنْ يُحْرَقَ عَليْهِمُ الْبَيتُُ، قَالَ فَلَمَّا خَرَجَ عُمَرُ جَاؤُوهَا فَقَالَتْ: تَعْلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ قَدْ جَاءَنِي وَقَدْ حَلَفَ بِاللَّهِ لَئِنْ عُدْتُمْ لَيَحْرِقَنَّ عَلَيكُمُ الْبَيْتَ، وَايْمُ اللَّهِ لَيُمْضِيَنَّ مَا حَلَفَ عَلَيْهِ.
به خدا سوگند، گردآمدن اين افراد در خانه تو مانع از آتش زدن خانه نخواهد شد. هنگامى كه عمر رفت، علي (ع) و زبير به خانه بازگشتند، دخت گرامى پيامبر به علي و زبير گفت: عمر نزد من آمد و
سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند،
به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مىدهد!.
أبو بكر عبد الله بن محمد إبن أبي شيبة الكوفي، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 7، ص 432، حدیث 37045، کتاب المغازي، باب ما جاء في خلافة ابي بکر وسيرته في الرده
و از طرف ديگر اين مطلب قطعى است كه اميرمؤمنان عليه السلام به تهديدهاى عمر توجهى نكرد و حاضر به بيعت نشد.
محمد بن اسماعيل بخارى مىنويسد:
فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِى بَكْرٍ فِى ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ، وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِىِّ، صلى الله عليه وسلم، سِتَّةَ أَشْهُرٍ... وَلَمْ يَكُنْ يُبَايِعُ تِلْكَ الأَشْهُر.
2-
حضرت فاطمه سلام الله عليها بر ابوبكر غضب نمود، با وى قهر كرد و با او سخنى نگفت تا از دنيا رفت،
آن حضرت پس از پيامبر (ص) شش ماه زندگى كرد... و
علي (ع) در اين شش ماه با ابوبكر بيعت نكرد
.
صحيح البخاري، ج 4، ص 1549، ح 3998، کتاب المغازي، باب غزوة خيبر،
صحيح مسلم، ج 3، ص 1380، ح 1759، کتاب الجهاد والسير، باب قول النبي لانورث
3- سوگند عمر كه اگر بيعت نكنيد خانه را به آتش خواهم كشيد موضوعى قطعى و يقينى است و از طرفى اميرمؤمنان عليه السلام براى بيعت حاضر نشد؛ پس عمر تهديد خود را عملى كرده و خانه را به آتش كشيده است.
شاهد ديگر اين مطلب، روايتى است كه بلاذرى در همين باره نقل مىكند:
فلم يبايع، فجاء عمر و معه فتيلة. فتلقته فاطمة علي الباب فقالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراک محرّقا عليّ بابي؟! قال: نعم.
چون علي عليه السلام با ابوبكر بيعت نكرد، عمر با شعله آتش به طرف خانه فاطمه (عليها السلام) رفت. فاطمه (عليها السلام) پشت در خانه آمد و گفت:
اى پسر خطّاب! آيا تو مىخواهى خانه مرا آتش بزنى؟ عمر پاسخ داد: آرى!.
أنساب الأشراف،البلاذري ج 1، ص 252
.
4- همان طور كه گذشت، سوگند ياد كردن عمر كه خانه را با اهلش به آتش خواهد كشيد، قطعى است، وچون قسم خورده است، يا مدلول قسم را عملى کرده که حرف شيعه ثابت است و يا عملى نکرده؛ پس لازم بود کفاره حنث قسم بپردازد، آيا شما
دليلى و لو يك روايت ضعيف پيدا مىکنيد که عمر کفاره شکستن قسم را پرداخته باشد؟
5- ما مى گوئيم عمر تهديدش را عملى كرد؛ زيرا ابوبكر كه دستور آتش زدن و حمله كردن به خانه وحى را داده بود، در آخر عمرش سخت پشيمان شده بود.
قال أبو بكر رضى الله تعالى عنه: أجل إني لا آسى على شئ من الدنيا إلاّ على ثلاث فعلتهن وددت أنّى تركتهن وثلاث تركتهن وددت أنى فعلتهن وثلاث وددت أنى سألت عنهن رسول الله صلى الله عليه وسلم فأما الثلاث اللاتي وددت أنى تركتهن فوددت أنى لم أكشف بيت فاطمة عن شئ وإن كانوا قد غلقوه على الحرب....
من به چيزى در دنيا تأسف نمىخورم، مگر بر سه چيز كه انجام دادم و سه چيزى كه انجام ندادم و سه چيزى كه كاش از رسول خدا (ص) مىپرسيدم:
دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمىكردم هر چند براى جنگ بسته شده شود....
تاريخ الطبري، ج 2، ص 353
تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام،ذهبی ، ج 3، ص 118
مسعودى شافعى در كتاب اثبات الوصيه تصريح مىكند كه عمر خانه را به آتش كشيده است:
فهجموا عليه و أحرقوا بابه و استخرجواه منه كرهاً وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً
... پس قصد خانه علي كردند و بر او هجوم آوردند و
خانهاش را آتش زدند
و او را به زور از خانه بيرون آوردند، سرور زنان (فاطمه) را بين ديوار ودر فشار دادند تا فرزندش محسن را سقط كرد.
اثبات الوصيه،مسعودی- ص 143.
تاج الدين سبكى نام مسعودى را در زمره عالمان شافعى آورده و او را مورخ، صاحب فتوا و علامه مىداند:
طبقات الشافعية الكبرى،سبکی - ج 3، ص 456.
6- اگر فقط تهديد كرده هم باشد،
همين تهديد نيز به تنهايى مىتواند مشروعيت خلافت خلفا را زير سؤال ببرد؛
چرا كه ثابت مىكند حضرت زهرا، امير مؤمنان عليهما السلام و اصحاب آن حضرت با خلافت ابوبكر مخالف بودهاند و اين مسأله افسانه اجماع بيعت با ابوبكر را زير سؤال مىبرد.
خارج شده است
عماربصیر
کاربر جدید
آفلاین
تعداد ارسال: 14
شبهات شهادت حضرت زهرا- چرایی دفن شبانه حضرت زهرا (س)
«
پاسخ #8 :
03 خرداد 1389,ساعت 20:21:19 »
طرح شبهه:
مىگويند فاطمه را شبانه دفن کردهاند، خوب اين به خاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبکر بود که نمىخواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند.
نقد و بررسي:
دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خليفه، قبر پنهان، اسرارى است كه در درون خود پيامها دارند. درست است كه فاطمه اين چنين خواست و اين گونه وصيت كرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است كه زهرا سلام الله عليها وصيت تاريخياش را با اين در خواستها به پايان مىبرد؟!! مگر نه اين است كه خشم و ناراحتياش را نسبت به دشمنانش اظهار مىكند و در واقع چندين پرسش را در برابر نگاههاى تيز بين مورخان و آيندگان مىگذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پيامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علي عليه السلام بدون اطلاع ابوبكر و عمر بر وى نماز خواند؟ و…
آيا كسى كه جانشين پيامبر بود ( آن گونه كه خود ادعا كردهاند) شايستگى نماز خواندن بر وى را نداشت؟
آري، فاطمه وصيت كرد كه او را شبانه دفن نموده و هيچ يك از كسانى را كه بر وى ستم كردهاند، خبر نكنند، و اين بهترين سند براى شيعه است تا ثابت كنند كه صديقه شهيده مظلوم از دنيا رفته و از افرادى كه بر وى ستم كردهاند، هرگز راضى نشده است.
روايات فراوانى در كتابهاى شيعه و سنى بر اين مطلب دلالت دارد كه به اختصار چند روايت را ذكر مىكنيم:
دفن شبانه، در روايات اهل سنت:
محمد بن اسماعيل بخارى مىنويسد:
وَعَاشَتْ بَعْدَ النبي صلى الله عليه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عليها.
فاطمه زهرا سلام الله عليها، شش ماه پس از رسول خدا (ص) زنده بود، زمانى كه از دنيا رفت، شوهرش علي عليه السلام او را
شبانه دفن كرد و ابوبكر را با خبر نساخت.
صحيح البخاري، ج 4، ص 1549، ح3998
ابن قتيبه دينورى در تأويل مختلف الحديث مىنويسد:
وقد طالبت فاطمة رضي الله عنها أبا بكر رضي الله عنه بميراث أبيها رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما لم يعطها إياه حلفت لا تكلمه أبدا وأوصت أن تدفن ليلا لئلا يحضرها فدفنت ليلا.
فاطمه از ابوبکر ميراث پدرش را خواست، ابوبکر نپذيرفت، قسم خورد که ديگر با او (ابو بکر) سخن نگويد و
وصيت کرد که شبانه دفن شود تا او (ابوبکر) در دفن وى حاضر نشود.
ابن قتیبه دینوری - تأويل مختلف الحديث، ج 1، ص 300
عبد الرزاق صنعانى مىنويسد:
عن بن جريج وعمرو بن دينار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمة بنت النبي صلى الله عليه وسلم دفنت بالليل قال فرَّ بِهَا علي من أبي بكر أن يصلي عليها كان بينهما شيء.
فاطمه دختر پيامبر
شانه به خاك سپرده شد، تا ابوبكر بر وى نماز نخواند؛
چون بين آن دو اتفاقاتى افتاده بود.
و در ادامه نيز مىگويد:
عبد الرزاق عن بن عيينة عن عمرو بن دينار عن حسن بن محمد مثله الا أنه قال اوصته بذلك
از حسن بن محمد بن نيز همانند اين روايت نقل شده است؛ مگر اين كه در اين روايت قيد شده است كه خود فاطمه اين چنين وصيت كرده بود.
الصنعاني المصنف، ج 3، ص 521، حديث شماره 6554 و حديث شماره: 6555
و ابن بطال در شرح صحيح بخارى مىنويسد:
أجاز أكثر العلماء الدفن بالليل... ودفن علىُّ بن أبى طالب زوجته فاطمة ليلاً، فَرَّ بِهَا من أبى بكر أن يصلى عليها، كان بينهما شىء.
اكثر علما دفن جنازه را در شب اجازه دادهاند. علي بن ابوطالب،
همسرش فاطمه را شبانه دفن كرد تا ابوبكر به او نماز نخواند؛
چون بين آن دو اتفاقاتى افتاده بود.
إبن بطال البكري القرطبي، شرح صحيح البخاري، ج 3، ص 325
ابن أبيالحديد به نقل از جاحظ (متوفاى 255) مىنويسد:
وظهرت الشكية، واشتدت الموجدة، وقد بلغ ذلك من فاطمة ( عليها السلام ) أنها أوصت أن لا يصلي عليها أبوبكر.
شكايت و ناراحتى فاطمه (از دست غاصبين) به حدى رسيد كه
وصيت كرد ابوبكر بر وى نماز نخواند.
إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي، شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 157
و در جاى ديگر مىنويسد:
وأما إخفاء القبر، وكتمان الموت، وعدم الصلاة، وكل ما ذكره المرتضى فيه، فهو الذي يظهر ويقوي عندي، لأن الروايات به أكثر وأصح من غيرها، وكذلك القول في موجدتها وغضبها.
مخفى كردن مرگ فاطمه (سلام الله عليها) و محل دفن او و نماز نخواندن ابوبكر و عمر و هر آن چه كه سيد مرتضى گفته است، مورد تأييد و قبول من است؛
زيرا روايات بر اثبات اين موارد صحيحتر و بيشتر است و همچنين ناراحتى و خشم فاطمه بر شيخين نزد من از اقوال ديگر اعتبار بيشترى دارد.
شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 170.
دفن شبانه در روايات شيعه:
هر چند كه سبب وصيت صديقه طاهره در ميان شيعيان مشخص و اجماعى است؛ اما در عين حال به يك روايت و سخن اشاره مىكنيم.
مرحوم شيخ صدوق در علت دفن شبانه آن حضرت مىنويسد:
عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام لِأَيِّ عِلَّةٍ دُفِنَتْ فَاطِمَةُ (عليها السلام) بِاللَّيْلِ وَ لَمْ تُدْفَنْ بِالنَّهَارِ قَالَ لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لا يُصَلِّيَ عَلَيْهَا رِجَالٌ [الرَّجُلانِ].
علي بن ابوحمزه از امام صادق عليه السلام پرسيد: چرا فاطمه را شب دفن كردند نه روز؟ فرمود: فاطمه سلام الله عليها وصيت كرده بود تا
در شب وى را دفن كنند تا ابوبكر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند.
علل الشرايع، صدوق،ج1، ص185
مرحوم صاحب مدارك رضوان الله تعالى عليه مىگويد:
إنّ سبب خفاء قبرها ( عليها السلام ) ما رواه المخالف والمؤالف من أنها ( عليها السلام ) أوصت إلى أمير المؤمنين ( عليه السلام ) أن يدفنها ليلا لئلا يصلي عليها من آذاها ومنعها ميراثها من أبيها ( صلى الله عليه وآله وسلم ).
علت مخفى بودن محل دفن فاطمه سلام الله عليها آن گونه كه مخالف و موافق نقل كردهاند اين است كه آن حضرت به اميرمؤمنان عليه السلام سفارش كرد تا
او را شبانه دفن كند تا آنان كه او را اذيت كرده و از ارث پدرش محروم كرده بودند بر وى نماز نخوانند
.
الموسوي العاملي، مدارك الأحكام في شرح شرائع الاسلام، ج 8، ص279
نتيجه:
با توجه به مدارك موجود و اعتراف بزرگان اهل سنت، دليل دفن شبانه آن حضرت وصيت آن حضرت بود كه نمىخواست افرادى كه بر او ستم كردهاند، بر جنازهاش نماز بخوانند و با اين كار خشم خود را از غاصبان خلافت جاودانه ساخت.
خارج شده است
صفحه: [
1
]
بالا
چاپ صفحه
>
فرهنگ ایثار و شهادت
>
با اهل بیت علیهم السلام
> موضوع:
بررسی مستند زندگی اهل بیت
« قبلی
بعدی »
پرش به :
لطفا یک قسمت را انتخاب کنید:
-----------------------------
فرهنگ ایثار و شهادت
-----------------------------
=> قرآن پیام الهی
=> احادیث و روایات
=> با اهل بیت علیهم السلام
=> سیاست و بین الملل
=> مهدویت و انتظار
=> نامه ای به پدر آسمانی من
=> خاطرات جنگ دوست داشتنی
=> ادبیات و هنر
-----------------------------
عمومی
-----------------------------
=> به سوی کمال
=> کهف الشهدا
=> گفتگو و ارتباط بین اعضا
=> پیشنهادات و انتقادات سایت
=> زنگ تفریح
=> تبلیغات و اطلاعیه ها
درحال بارگزاری ...