صفحه: [1]   پایین
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: زنگ تفریح  (دفعات بازدید: 151 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
ilya
مدیران سایت
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 24


« : 01 اسفند 1388,ساعت 15:22:32 »

دیدم ماه ربیع الاول شده دیدم یکم فضا لطیف بشه بد نیست . این بود که این مطلب رو گذاشتم. امیدوارم به کسی برنخوره :
 
 
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مرکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست









[/COLOR]






مرکز : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...





[/COLOR]



مشتري : سلام، من "سلين" هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد





[/COLOR]



مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟





[/COLOR]



مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!





[/COLOR]



مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : "نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم" من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...




[/COLOR]



مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم
مرکز
: آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.





[/COLOR]



مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.





[/COLOR]



مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...





[/COLOR]



مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!





[/COLOR]



مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟





[/COLOR]



يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.





[/COLOR]



مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer





[/COLOR]



مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!




[/COLOR]



مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟





[/COLOR]



مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
خارج شده است
ilya
مدیران سایت
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 24


« پاسخ #1 : 23 اسفند 1388,ساعت 11:06:27 »

خارج شده است
سید مرتضی
مدیران سایت
کاربر فعال
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 129



« پاسخ #2 : 31 خرداد 1389,ساعت 14:25:09 »

قایم باشک شک
 
به نام خدا
 
once all the scientists die and go to heaven
They decide to play Hide-n-seek
 
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند
آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند
 
Unfortunately Einstein is the one who has the den
He Is supposed to count up to ۱۰۰
and then start searching
 
متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
 
Everyone starts hiding except Newton
 
همه پنهان شدند الا نیوتون …
 
Newton just draws a square of ۱ meter
and stands in it Right in front of
Einstein
 
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.
دقیقا در مقابل انشتین
Einstein s
counting…۹۷, ۹۸, ۹۹.۱۰۰
 
انشتین شمرد ۹۷,۹۸,۹۹,۱۰۰
 
He opens his eyes and finds Newton standing in front
Einstein says Newton s out… Newton s out
 
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش
ایستاده.انشتین فریاد زد نیوتون بیرون(سوک سوک (یا همان ساک ساک) نیوتون بیرون( سو ک سوک).
 
Newton denies and says I am not out
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
 
 
He claims that he is not Newton
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.
 
 
All the scientists come out to see how
he proves that he is not Newton
 
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن
تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست…
 
Newton says I am standing in a square of area ۱m squared
That makes me Newton per meter squared
 
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام…
که منو نیتون بر متر مربع میکنه
 
Since one Newton per Meter squared is one Pascal
I'm Pascal, Therefore Pascal is out
 
از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد
بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال ساک ساک )
خارج شده است

اللهم انی اسئلک قتلاً فی سبیلک تحت رأیت نبیک مع اولیائک
صفحه: [1]   بالا
  چاپ صفحه  
 
پرش به :