روایت شهادت سردار تازه شناسایی شده خراسانی از زبان محمدباقر قالیباف/ ماجرای نامگذاری فرزند فرمانده لشکر خراسان

فرمانده لشکر ۵ نصر خراسان در دوران دفاع مقدس ماجرای نحوه شهادت سردار شهید ابوالفضل رفیعی که به تازگی هویتش شناسایی شده را بیان می‌کند. سردار شهید «ابوالفضل رفیعی...
فرمانده لشکر ۵ نصر خراسان در دوران دفاع مقدس ماجرای نحوه شهادت سردار شهید ابوالفضل رفیعی که به تازگی هویتش شناسایی شده را بیان می‌کند.

سردار شهید «ابوالفضل رفیعی سیج» در ۱۱ فروردین ۱۳۳۴ در روستای سیج  از توابع شهرستان کلات به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا پایان راهنمایی ادامه داد و سپس جهت تحصیل علوم حوزوی یه یکی از مدارس حوزه علمیه مشهد رفت و  ۷ سال آنجا به تحصیل حوزوی مشغول بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل علاقه زیاد به امام(ره) راهی قم شد و پس از پیروزی سپاه پاسداران به عضویت سپاه قم درآمد و جزء حافظان بیت امام(ره) شد.

بعد هم به عنوان مسئول گشت سپاه مشهد موفق به دستگیری و هلاکت عده‌ای از منافقین شد. با شروع جنگ تحمیلی هم عازم جبهه‌های نبرد شد و مسئولیت‌های مختلفی را به عهده گرفت که آخرین آن‌ها جانشینی فرماندهی لشکر ۵ نصر بود. او در عملیات خیبر خوش درخشید و در ۱۲ اسفندماه ۱۳۶۲ در حالی که جانشینی فرماندهی لشکر ۵ نصر را بر عهده داشت در عملیات خیبر در جزیره مجنون به شهادت رسید و در شمار شهدای مفقودالاثر جای گرفت.

پیکر مطهر این پاسدار شهید در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰در دانشگاه فردوسی به عنوان شهید گمنام به خاک سپرده شد که هویت پیکر مطهر او پس از گذشت ۳۴ سال از شهادتش و گذشت ۶ سال از تدفینش توسط آزمایش DNA شناسایی شد.

حال به مناسبت شناسایی پیکر مطهر سردار شهید ابوالفضل رفیعی, محمدباقر قالبیاف شهردار تهران و فرمانده لشکر ۵ نصر خراسان در دوران دفاع مقدس یادداشتی را در خصوص این همرزمش نوشته که در ادامه می‌آید.

«ابوالفضل یک طلبه رزمنده و عملیاتی بود. چندین بار مجروح شده بود، در جبهه‌های کردستان تا جنوب. در یکی از مجروحیت‌ها پشت ابوالفضل پر شده بود از ترکش‌های ریز که در سطح پوست متوقف شده بودند. گفتم ابوالفضل شانس آوردی که ترکش‌های عمیق نیست وگرنه آبکش شده بودی. برگشت و گفت من اینطور شهید نمی‌شوم. من «ابوالفضل» هستم و قراری با خدا دارم. من باید برسم به فرات و علقمه.

گذشت تا شب عملیات خیبر. دم غروب در آب‌راه «شط علی» آماده حرکت شده بودیم که صدایم کرد و گفت ببین باقر، امشب شب رفتن من است. من امشب به فرات می‌رسم و موعد قرارم با خدا امشب است. گفتم شوخی نکن. گفت مطمئنم که ما دیگر همدیگر را در این دنیا نخواهیم دید. همدیگر را محکم در آغوش گرفتیم. با لبخند گفت من بچه دارم اما خیلی دوست داشتم پسر دیگری می‌داشتم و نامش را الیاس می‌گذاشتم. به من قول بده که اگر بچه اولت پسر بود، نامش را الیاس بگذاری. قول دادم و رفت.

ابوالفضل درست می گفت. آن شب آخرین دیدار ما در این دنیا بود. تا فرات رفت و برنگشت. من به قولم عمل کردم و نام پسر اولم را الیاس گذاشتم.
سالها گذشت تا دوباره پیدایش کردیم. شهید « ابوالفضل رفیعی» معاون فرمانده لشگر ۵۵ نصر، که پیکرش به عنوان شهید گمنام در دانشگاه فردوسی مشهد به خاک سپرده شده بود، حالا شناسایی شده. خوشا به سعادت او که مجاهدت، شهادت، گمنامی و غربت را چشید و در قرب الهی متنعم است.خوشا بحال شهیدان‌مان که با خدای خود گفتگو‌ می‌کردند و با او وعده می‌گذاشتند و به وعده خدای‌شان ذره‌ای تردید نمی‌کردند.»

منبع: تسنیم

دسته بندی ها
وب نوشت
بدون دیدگاه

ارسال پاسخ

*

*

مطالب مرتبط